خبر خوان تماس با ما
اس ام اس های عاشقانه، سرکاری، فلسفی عرفانی، شهادت و تولد را از ما بخواهید...
درباره
    $BiHamta$
    به وبلاگ خودتون خوش اومدید نظر یادتون نره این وبلاگ در همه ی زمینه ها کار می کند هر گونه مطلبی خواستید فقط به من خبر بدهید تا در این وبلاگ بگذارم................. دوستان گلم به دلیل زیاد بودن کارهام نمی توانم وب را آپ کنم به همین دلیل من به چند نویسنده فعال نیازمندم
آخرين مطالب ارسال شده
آرشيو وبلاگ

javahermarket



تعبیر خواب آنلاین




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
۸:٠٧ ‎ب.ظ

اصطلاحات خفن کوچه بازاری(طنز)

پنجشنبه ۱۳٩٢/٢/٥

اصطلاحات خفن
باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.


بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد


پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند


پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام


تخم ادیسون: لامپ برق


حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد


خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن


خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی


خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود

 

خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن (خلافی مخصوص ساختمانهایی است که برخلاف قوانین شهرداری ساخته شده و مقداری از خیابان یا پیاده رو را تصاحب کرده باشد)


خیار شور: آدم بی مزه


دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی


رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن


سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند


سازمان گوشت: آدم چاق و چله


سفرة الفقرا: روزنامه


سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند


سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد


سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن


سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست


سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی


سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان


فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد


فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی (به خاطر رنگ لباس


کاکتوس: مامور نیروی انتظامی


کمپوت هلو: ماشین پر از دختر

کمپوت گلابی: ماشین پر از بسیجی...

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۸:٠٦ ‎ق.ظ

اگه اسراییل حمله کنه...

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩

در صورت حمله اسراییل به ایران

 

1- خوش به حالمان میشود

2- موشکهای ساخته شده ایران ازمایش در مقیاس واقعی میشود

3- مرد از نامرد شناخته میشود (با کسب اجازه از شهید چمران)

4- نفت گران میشود و بازم خوش به حالمان میشود

5- بازار کویتی پور و اهنگران گرم میشود و دکون عسگری و علی عبدالمالکی و باقی پاپ خوانهای

مملکت تخته میشود

6- سر راه فلسطین یه سری به کربلا و نجف و سامرا و کاظمین خواهیم زد

7- خیلی ها خواهند گفت زرشک که  پاک شده ی ان را هم خواهند دید

8- سلاحهای انبار شده در ایران به طرفه العینی مصرف بهینه خواهد شد

9- حاجی نخودچی خواهد ریخت و ما از اون طرف با بچه ها دست خواهیم داد(تاکتیک جنگی)

10- بعضی از کشورهای منطقه خالی از سکنه خواهد شد

11- بعضی دیگر از کشورها جیز خواهند شد

12- امریکا یی ها استراتژی ها و تاکتیکهای جنگی نوین را خواهند اموخت

13 - اسراییلییان عزیز دوباره به مصر کوچ خواهند کرد

14- باقی اسراییلیان سقط شده را به شخصه خاک خواهیم کرد

15- یه واحد نقلی تو تل اویو برخواهم داشت واسه روزای مسافرت خارج از کشورم سرپناه داشته باشم

تازه راحت تر میتونم به نماز جمعه تو بیت المقدس برسم(غرامت جنگیه!)

16- خیلی از کشورها از هزینه خرید تجهیزات جنگی برای مقابله با اسراییل خلاص خواهند شد

17 - سنگ های فلسطین یک نفس راحت خواهند کشید و باقی عمر خود را در کنار دیگرعزیزان خود

با خوشی به زندگی خواهند پرداخت

18- کمیته امداد و هلال احمر نیز از ان جبهه رها شده و به عمران و ابادانی ملک خویش خواهند

پرداخت

19 - صدا سیما به عزای بی برنامگی و خالی ماندن تایم لاین شبکه ها  خواهد نشست

20 - ابی که از عاشقان شهادت باید گرم شود اندازه گیری و ثبت خواهد شد

21- موضوع هولوکاست و دعوای بودن و نبودنش برای همیشه حل خواهد شد

22- کارخانه های جنگ افزار سازی فرانسه المان انگلیس ایتالیا و امریکا  اتوماسیون خود را به 

غازچرانی  تبدیل خواهند کرد

23- خیلی از عربها بعد از بیرون امدن از زیرابی که رفته اند متوجه خواهند شد که ان راه که زیر

ابی رفته اند به ترکستان است

24- مصر و اردن و عربستان میمانند که حالا کدام طرفی سینه بزنند

25- هر ایرانی میتواند 99 خانم اسراییلی بازمانده از جنگ را صیغه بنماید(مشکل ازدواج حل خواهد شد)

26- تعدادی ماشین از آن ور خواهیم اورد تا ملت شریف ایران ببیند که ایران خوردو انجا شعبه نداشته

و ماشین فوق الذکر واقعا ماشین است و نه مایکرویو و ملت سرخ کن

27- هر کدوم از بچه ها که زودتر رسید مجاز است دوتا بزند تو سر محمود عباس که بفهمد دولت

قانونی چیه و یه سیبیل اتشی هم برای مروان برغوثی بکشد

28 - مردم غزه هم به تلافی بمب های خوشه ای که گرفته اند همه در خوشه سه جای خواهیم داد

که بروند کیفش را ببرند

29- سینماهای ان دیار را به اکران فیلم فارسی و بهروز وثوقی مجبور خواهیم کرد بلکه اعراب با

کلمه غیرت و معنای ان اشنا شوند(خصوصا فیلم قیصر)

در پایان مشخص خواهد شد یک من ماست اسراییلی چقدر کره ایرانی دارد

 

 

با خواندن مطلب بالا شور و شعف بنده برای اغاز این حمله خجسته از آن ولایت بر علیه مان دوصد

چندان شد

 

به نظر شما نکته ای مانده که نگفته باشم؟

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱٢:٠٥ ‎ب.ظ

ایرانی ها باهوش ترن !

چهارشنبه ۱۳٩٢/٢/٤

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند.
 آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
 بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند.
 یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۳:٠۳ ‎ب.ظ

طنز: روش های مبارزه با بی شوهری

سه‌شنبه ۱۳٩٢/٢/۳

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد
.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین
.

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه
.

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه
.

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه
.

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه
!

۵ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی
.

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین
.

۶ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه
.

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین
.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد
.

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر
.

۸ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی
.

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین


۹ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش...(سانسور) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۸:٠٢ ‎ق.ظ

شرایط ازدواج در استانهای مختلف کشور (طنز توپ)

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩

در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از: 

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 

 

 

2-شهر تبریز شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف 

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

 

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

 

7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل 

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â€"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

 

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

 

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۸:٠٠ ‎ق.ظ

یه روز یه ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و...!

دوشنبه ۱۳٩٢/٢/٢
یه روز یه ترک بود ...
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
شجاع بود و نترس.

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد او برای مردم ایران ، آزادی می‌خواست و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

یه روز یه رشتی بود...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.

او می‌توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
و برای همین در برابر ستم ایستاد آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی بود...
اسمش حسین خرازی

وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و...!

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی!....
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٥۸ ‎ق.ظ

آسیب شناسی فک و فامیل

یکشنبه ۱۳٩٢/٢/۱

1– خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش کشک.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است.

دختر خاله،پسر خاله:همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.
مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.
داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.

2 – عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته… ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره… ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم…
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.

پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!
مشاغل کاذب
چهره های معروف: عمه لیلا.
داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.

3 – دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی،دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
سعی کنید حتمن حداقل یک دایی داشته باشید.

4 – عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد،
دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۸:٠٠ ‎ب.ظ

طنز: خوابگاه دختران - خوابگاه پسران!

جمعه ۱۳٩٢/۱/۳٠

شب، خوابـگاه دخــتـران، سکـانس اول:

دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.

شبنم: واا..! خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روز و نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد).

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! (بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟ فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتـر!

و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.

شـب، خوابــگاه پســران، سکــانـس دوم:

در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود.

میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره.

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد.

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!

مهـدی: اصلا حواسم نبود. توپ تانک فشفشه پرسپولیسی ابکشه!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱:٠٠ ‎ب.ظ

اگه کلمه ى "دست" اختراع نشده بود !!

جمعه ۱۳٩٢/۱/۳٠

هیچ می دونین اگه کلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از کلمه ى "چیز" استفاده می کردیم روزانه چه جمله هایی می شنیدیم؟... زیاد به مختون فشار نیارین! خودم مثال می زنم...

توی کتاب علوم می نوشتند: چیز خیلی مفید است! با چیز می توان اجسام را بلند کرد! بعضی از چیزها مو دارند و برخی دیگر بی مو هستند! ولی کف چیز مو ندارد! هیچوقت چیز خود را توی سوراخ نکنید! چون ممکن است جانوران نوک چیزتان را گاز بگیرند! همیشه قبل از غذا چیز خود را با آب و صابون بشویید! هیچوقت با چیز کثیف غذا نخورید! ..... خانمها همیشه دوست دارند به چیز خود لاک و کرم بمالند! این عمل براى محافظت از چیز خوب است! آدم وقتی سردش می شود چیزش را روی بخاری یا زیر بغل می گیرد!

در کتاب تاریخ می نوشتند: اردشیر دراز چیز به هندوستان لشکر کشی کرد و چیز اجانب را کوتاه نمود! .....

مردم توی کوچه و بازار می گفتند: لامصب چیز ما نمک نداره! به هر کسی خوبی کردیم جوابش بدی بود! از قدیم می گفتند با هر چیز بدی با همون چیز پس می گیری! .....

پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هیچوقت پیش مردم چیزتو دراز نکن! .....

توی بیمارستانها آدمهایی رو می دیدیم که چیزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر عمر از چیز مصنوعی استفاده کنند! .....

دزدهای مسلح موقع زدن بانک می گفتند: چیزها بالا! چیزهاتون رو بذارین پشت سرتون! اگه کسی چیزش به زنگ خطر بخوره چیزشو می شکنیم! و رییس بانک به پلیس می گفت: چیزم به دامنتون! دزدها رو بگیرین! و پلیسها هم چیز از پا درازتر از ماموریت بر می گشتند! .......

هر روز در اخبار می شنیدیم که: اینبار چیز استکبار جهانی از آستین فلانی بیرون آمده!

و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم... او چیزش رو دراز کرد و من چیزش رو گرفتم و کمی فشار دادم! چه چیز گرم و لطیفی داشت! از خجالت چیزش خیس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! دیروز بازم اونو توی اتوبوس دیدم... چیزم رو به میله گرفتم و رفتم جلو! از دیدن من خوشحال شد و گرم صحبت شدیم... اتوبوس خیلی تند می رفت و من برای اینکه اون نیفته چیزم رو گذاشتم پشتش! از این کار من خوشش اومد و تشکر کرد... اون دو ایستگاه بعد پیاده شد و من چیزم رو براش تکون دادم! امروز هم توی کافه تریا قرار داشتیم... رفتیم و سر یه میز نشستیم... فضای اونجا خیلی تیره و تار بود... من چیزمو گذاشتم روی چیزش و گفتم: چقدر چیز شما کوچیک و نرمه! اون هم گفت: چیز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشیدن قهوه بیرون اومدیم... چیزامون توی چیز همدیگه توی خیابون راه می رفتیم و مردم هم ما رو نگاه می کردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چیزمو گرفت و من هم چیزشو فشار دادم! ازش دور شدم و از دور چیزمو واسش تکون دادم... هوا خیلی سرد بود... چیزم داشت یخ میزد! برای همین چیزمو گذاشتم توی جیبم!


تجسم بقیه ى متن رو میذارم به عهده ى خودتون!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱٢:٠٠ ‎ب.ظ

راستی شما چی از زندگی فهمــیده اید؟!!

جمعه ۱۳٩٢/۱/۳٠

- فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته "از این قسمت باز کنید” سخت تر از طرف دیگر است. ۵۴ ساله

- فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری. ۱۲ ساله

- فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به زنت بگویی "دوستت دارم”. ۶۱ ساله

- فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم . ۳۸ ساله

- فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند. ۲۰ ساله

- فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه "حالا باشه تا بعد” این یعنی "نه” . ۷ ساله

- فهمــیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم. ۴۲ ساله

- فهمــیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند. ۶۴ ساله

- فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم،آن را به نحو احسن انجام می دهم. ۴۸ ساله

- فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند ، من می ترسم . ۵ ساله

- فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک "زندگی خوب” حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند. ۷۲ساله

- فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم ، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد. ۲۹ ساله

- فهمــیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام. ۳۸ ساله

- فهمــیده ام که مدیریت یعنی: ایجاد یک مشکل – رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. ۳۴ ساله

- فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید. ۲۹ ساله

- فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم. ۲۹ ساله

- فهمــیده ام که عاشق نبودن گناه است. ۳۱ساله

- فهمــیده ام هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است و یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده. ۳۱ساله

- فهمــیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند! ۲۷ ساله

- در زندگى فهمــیده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم. خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعیتها و مراحل مختلفه زندگیم تا بتونم با بینش واضح زندگیم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم ۳۱ساله

- هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش میخوابه، من باید آدم درستى باشم.۴۲ ساله

- فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از ان رد می شود. ۵۰ساله

- فهمــیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعی اونه که همیشه و در همه حال به شریکش هم فکر کنه بی منت. ۳۵ ساله

- فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی! ۳۶ ساله

- من هنوز چیزی نفهمیدم, فعلا قضیه خیلی مبهمه. ۳۴ ساله

- من هم فهمیده ام همه چی رو با هم نمیشه داشت گاهی عشق ، گاهی پول ، گاهی آرامش. ۳۶ ساله

راستی شما چی از زندگی فهمــیده اید؟!!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٥٥ ‎ق.ظ

بدون شرح

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟
دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنین/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟


دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور؟
دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده.... آخه می دونین...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٥۳ ‎ق.ظ

ماجرای طنز دو دیوانه !

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩
 
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. 
و اما خبر بد
این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...
.....................
 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٥٢ ‎ق.ظ

ماجرای طنز آفرینش انسان !

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩

دخترک از مادرش پرسید: 'مامان  نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.
پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'
دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان  تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!
مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٥٠ ‎ق.ظ

شوخی با داستانهای دوران دبستان

پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/٢٩

 

گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

 

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٢:٤۱ ‎ب.ظ

آخه چرا بعضی ها بوغغغغغغ!!!

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠
سر : عزیزم میتونی امروز بیای ببینمت؟
دختر : نه فامیلمون اینا از خارج اومدن نمیشه
پسر : باشه
فرداش : عزیزم امروز میای بریم سینمااا ؟!
دختر : نه ...آخه کلی درس دارم باید بخونمشون ...
...پسر : باشه
دو روز بعد
پسر : عزیزم فردا میتونی بیای بریم پارک چیتگر ؟!دوستام همه با دوست دختراشون دارن میان
دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتیم خونه عموم ایناااا
پسر : باشه
فرداش دختر : عزیزم ، امشب شام بریم بیرون ..؟!
پسر : آآآآآااااااای ...چرا زودتر نگفتی عزیزم ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که
دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو میدونی چیه تو اصلا" لیاقت منو نداری به دردت همون دخترای ایکبیری میخورن و تلفن قطع میشود

و کشف روحیات زنان همچنان در دست بررسی است :| :| :|

پسر : عزیزم میتونی امروز بیای ببینمت؟
دختر : نه فامیلمون اینا از خارج اومدن نمیشه
پسر : باشه
فرداش : عزیزم امروز میای بریم سینمااا ؟!
دختر : نه ...آخه کلی درس دارم باید بخونمشون ...
...پسر : باشه
دو روز بعد
پسر : عزیزم فردا میتونی بیای بریم پارک چیتگر ؟!دوستام همه با دوست دختراشون دارن میان
دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتیم خونه عموم ایناااا
پسر : باشه
فرداش دختر : عزیزم ، امشب شام بریم بیرون ..؟!
پسر : آآآآآااااااای ...چرا زودتر نگفتی عزیزم ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که
دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو میدونی چیه تو اصلا" لیاقت منو نداری به دردت همون دخترای ایکبیری میخورن و تلفن قطع میشود

و کشف روحیات زنان همچنان در دست بررسی است  :| :| :|
@[453198098084705:274:با قلــبـی پـر احــســاس مــینویـســم]
$$BiHamta$$

مرتبط با: داستان و طنز

٧:۳٧ ‎ب.ظ

نقاط مثبت خانم ها و آقایان محترم ! (طنز)

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩

نقاط مثبت خانم ها و آقایان محترم ! (طنز)  www.taknaz.ir

 

به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد، چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟
 

بیایید ابتدا از خانم ها شروع کنیم

*خانم ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.

*خانم ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.

*خانم ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام میدهند.

*خانم ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی کنند.

*خانم ها قدرت این را دارند که وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند.

*خانم ها می دانند چگونه یک وعده شام یا ناهار معمولی را به یک فرصت تبدیل کنند.

*خانم ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.

*خانم ها می دانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.

*خانم ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.

*خانم ها می دانند چگونه ساعت های متوالی کودکان را سرگرم کنند.

*خانم ها صادق و وفادار هستند.

*خانم ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.

*خانم ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه کار انجام می دهند.

*خانم ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.

*خانم ها می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
 

*خانم ها دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.

 و حالا نوبت آقایان هست

*آقایان برای حمل اشیاء سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب هستند!!!!
 
 
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:۳٦ ‎ب.ظ

خواستگاری در گذر زمان ! (طنز)

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩
خواستگاری در گذر زمان ! (طنز) www.taknaz.ir
 
یک هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:

با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه(
بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:

انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.


ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.

هم اکنون:

به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی کیو"هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست "اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد.
 
 
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:۳٥ ‎ب.ظ

حـق تقـدم در رانندگی ... (شعر طنز)

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩
حـق تقـدم در رانندگی ... (شعر طنز) www.taknaz.ir

این شعر طنز، به نوعی بیانگر رانندگی در ایران و رعایت نکردن قوانین هست که توسط یکی از دوستان در گروه
برای ما ارسال شده است. متاسفانه از نام شاعر طنزپرداز این شعر بی اطلاعیم اما سعی کنید شما دوستان
خوندنش رو از دست ندید تا مشکلات ملموس رانندگی عده ای خاص در ایران دستگیرتون بشه ...


اگــــه یـه روز رفتی یــه جــــای دنیــــا
واسه خـودت ماشین خریدی اونجــــــا

یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــــاشه

وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستـی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستـی

اوّل کــــــــــار واســــــــه جـــلو پنجـره
یــــــه نعل اسب عــــالی یـــــادت نـره

یـــه وخ خیــــال نکن حـــاجیت جــواده
اون ورِ دنیـــــــــا بــد نظـــر زیـــــــــاده

تسبـیــــحتــو بـــپـیـــچ بدور شصــتـت
موبـــایلــــتم در آر بگیـــر تـــو دستــت

رعــــــــــــــــایت حــق تقــــدم بــــــده
گـــــــــازو بــگیر به هچکی ام راه نـــده

بـا هر کی خواس جلــــو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونــــو فوری کـــج کـن

یـه دفـه مثــل اسـب وحشی رم کـــن
روی تـمــــــوم آدمـــــــا رو کـــم کـــن

همیشه دوبلـه واستـا راهـو ســـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغـــــــو رد کـن

سبقتو هر جور کــه دلـت خواس بگیـر
از چپ اگــــه مشکــــله از راس بگـیــر

تـــــا می بیـنی راه نمیـرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا انـــد ســــرعت

نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنـــــــه
هیچکی نباید بـــا تـــو کـل کــل کنــــه

پشت چـــراغ اگه جلوت واســـــــتـادن
چــراغ که سبــز شد یــهو بـــــوق بـزن

تمــــــــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیــــــــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن

همه به جــز تو دست و پـــــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکــــنه راه نیــــفتن

راستی کــــــــمربنـــدتـو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــــــــه این چیــزای چـــــرنـد

هر کی کمر بندشو بسته هــــــــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولـــــــــو کـن

همینجوری کـــــه پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــــــــال کنن کــــه بستی

گشنه شدی یه مــــوقه پشــت فرمون
یــه چی بذار تــــــــــو دهنت بلمبــــون

دستــتو بیـــرون ببـــــــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شـــــوت کن بره

تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جـــا که میره تُــف کن

 

اما حالا بد نیست یه نگاهی به جدول زیر بندازید تا از نرخ کامل و البته جدید جرایم رانندگی هم بی اطلاع نباشید
تا خدای ناکرده جوگیر نشید و بخواهید بدون توجه به کنایه های شاعر شعر بالا تخلف هایی رو انجام بدید
که موجب اتفاق ناگوار یا سرکیسه شدن جیب مبارکتون بشه ...

حـق تقـدم در رانندگی ... (شعر طنز) www.taknaz.ir

 
 
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز و شعر

٧:۳٤ ‎ب.ظ

حال روز مردها پس از فوت همسر! (طنز)

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩

حال روز مردها پس از فوت همسر! (طنز) www.taknaz.ir

 مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز و شعر

٧:۳٢ ‎ب.ظ

چرا عروس لباس سفیدمی پوشه ؟(طنز)

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩
چرا عروس لباس سفیدمی پوشه ؟(طنز) www.taknaz.ir
 
پسر کوچولویی در مراسم عروسی از مادرش پرسید: “مامان، چرا دختره لباس سفید پوشیده؟

” مامانش گفت:

“این تو عروسی ها یه رسم هست که عروس لباس سفید بپوشه، بخاطر اینکه عروس خیلی خوشحاله و امروز بهترین روز زندگیشه.”

پسر یه خورده فکر کرد و گفت: ” خوب چرا پسره (داماد) لباس مشکی پوشیده؟”
 
$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٤٢ ‎ب.ظ

این پراید است !!!

سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/۸

اون موقع که پراید 7 تومن بود تو ایران تا پنج سال نایلون رو صندلی رو برنمیداشتن حالا که شده بیست تومن حتما" تو خونه یه اتاق خواب براش درنظر میگیرن که خدای نکرده دچار اضطراب شخصیتی نشه

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:۳٧ ‎ب.ظ

جک جدید سال

سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/۸

یه روز یه عالم ترک زبان میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند.
 همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار را کردی
 میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست. مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند
و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم .
 اینها را هم میشود خورد. ...
این عالم کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
خدایش غریق در رحمتش کند.

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٧:٠۱ ‎ب.ظ

به این میگن دانشجوی نمونه! (عکس)

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

دانشجوی نمونه

یکی از راحت ترین و آسوده ترین خواب دنیا !!!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز و عکس

٧:٠٠ ‎ب.ظ

مواظب بچه ها باشید ( 3 تا جوک زیبا )

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

مواظب بچه ها باشید ( 3 تا جوک زیبا )

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید !!!

 



یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

 



عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده !

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٥٩ ‎ب.ظ

سیگار خیلی فایده دارد ! / طنز

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

فواید سیگار

1- سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدیدی رو کسب کنید !

۲- وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین به خدا همچین سرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد !

۳- اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن ! …

۴- اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری ،بیزاری، بیذاتی، بیماری سیرابی، لیوانی، خوشحالی، ناراحتی و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین !

۵- اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید و زیادی از نوع خفن دودی پیدا کنین !

۶- وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شیرینی میبینن و درک نوع دوستی به شما بسیار عمیق تر خواهد بود !

۷- اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین !

۸- وقتی سیگاری بشین، میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین !

۹- اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید !

۱۰- اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه !

۱۱- اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین یا لازم نیست اسمی ازش برده بشه بیشتر آشنا بشین !

۱۲- وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای p.k، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و احساس می کنید (البته خودتون) به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل شدین !

۱۳- هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین !

۱۴- اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی کنین و مشکل آلودگی هوا آنچنان آزارتون نمیده !

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٥٧ ‎ب.ظ

یک دانشجوی عاشق سینه چاک

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

طنز دانشجو


یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد.
.
.
.
اما دختر خانوم داستان
 ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه...

 

روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت :  ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
.
.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
.
.
چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
نتیجه اخلاقی این ماجرا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.

پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.

کاریکاتور دانشجو

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٥٦ ‎ب.ظ

شعـری طنـز برای تسکیـن درد کنـکوری ها !

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳
امروزه کنکور برای هر جوانی یک کابوس بزرگ محسوب می شود، هر چند از چند سال پیش زمزمه هایی از حذف کنکور در شبکه های مختلف خبری شنیده شد اما از آنجا که خیلی از پروژه ها در این مملکت سر و تهش به حرف تمام میشه، این وعده هم هنوز عملی نشده و همچنان تعداد زیادی از جوانان هموطن با استرس کنکور هر شب خود را سر میکنند. در این رابطه شعری طنز در گل آقا منتشر شده که خوندنش برای شما دوستان خالی از لطف نیست :
 
طنز کنکور


ای عزیزان پشت کنکوری
تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟

تا به کی تست چند منظوره ؟
تا به کی التهاب و دلشوره ؟

شوخی و طعن این و آن تا چند ؟
ترس و کابوس امتحان تا چند ؟

غرق بحر تفکرید که چی ؟
بی خودی غصه میخورید که چی ؟

گیرم اصلاً شما به طور مثال
کشکی، از بخت خوش، به فرض محال

زد و شایسته دخول شدید
توی کنکور هم قبول شدید

یا گرفتید با درایت و شانس
مدرک فوق دیپلم، لیسانس

گیرم این نحسی است، سعدش چی ؟
اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟

تازه از بعد آن گرفتاری
نوبت رخوت است و بیکاری

بعد مستی، خمار باید بود
هی به دنبال کار باید بود

آنچه داروی دردمندی هاست
صفحات نیازمندی هاست

گر رضایت دهی تو آخر سر
گه شوی منشی فلان دفتر

به تو گویند : بعله، دفتر ما
هست محتاج آدمی دانا

آشنا با اتوکد و اکسل
و فری هند و آوت لوک و کورل

باید البته لطف هم بکند
چای هم، بین تایپ، دم بکند

بکشد وانگهی به خوش رویی
هفته ایی یک دوبار جارویی

این که از این، حقوق هم فعلاً
ماهیانه چهل هزار تومن!

پس بیایید و عز و جز نکنید
بی خودی هی جلز ولز نکنید

 

شاعر، خواسته از ابتدای کار بگه کنکور بدردتون نمیخوره بابا ! اما انتهای کار به این نتیجه میرسه که چاره ای بجز درس  خوندن ندارید! پس درساتونو بخونید تا یه رشته خوب تو یه دانشگاه عالی قبول بشید و ارباب خودتون، خودتون باشید ...

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٥٤ ‎ب.ظ

واقعیاتی در باره رانندگی خانمها!

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳
نویسنده این ستون یک مرد است، یک مرد واقعی. بنابراین دارد از همین جا به مجموعه خانم ها (شامل دخترها، خانم ها و خانم های مسن) اعلام جنگ می کند.

اینجا واقعیاتی درباره آنها می نویسم و دل خودم و خیلی از مردها را خنک می کنم. دلم می خواهد به جای یک نویسنده هزار نویسنده به نمایندگی از خانم ها علیه ما مردهای واقعی مطلب بنویسند. (البته اگر حرفی برای گرفتن دارند) تا نشان بدهم که سیاهی لشگری بیش نیستند و همچنان یک مرد جنگی از صدهزار بیشتر می ارزد. جدی عرض می کنم...


اگر یک خانم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرواش بریده و نمی گیرد چکار می کند؟!

قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود.

سعی می کند یک دستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرواش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد.

در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

نذر می کند که زنده بماند.


هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند، این به چه معناست؟!

یعنی می خواهد به سمت راست برود.

یعنی می خواهد شیشه سمت چپش را پایین بیاورد.

یعنی می خواهد پشت فرمان، موبایلش را درآورده و با همسرش تماس بگیرد.

یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند.


اگر یک خانم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند؟!

بعد از کندن آینه بغل جفت خودروها از بین شان عبور می کند.

به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد.

ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند. سپس از روی دو خودرو عبور می کند.

یک بوق می زند و راننده دو خودرو متوجه می شوند او خانم است. سریعا به او راه می دهند که برود.


زمانی که یک خانم پشت فرمان خودرو نشسته و خودرواش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست؟!

یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده.

یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است.

یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته.

یعنی پشت فرمان خوابش برده.


معمولا یک خانم راننده وقتی خودرواش پنچر می شود چکار می کند؟!

ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند.

تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید.

به آتش نشانی زنگ می زند.

ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد.

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٥۱ ‎ب.ظ

تست هوش از غضنفر

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

شباهت بلال و خیار چیست؟

هیچکدامشان در «تایتانیک» بازی نکردند



چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبیلیو، سه تا دبیلیو می‌گذارند؟

چون کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه

 

برای قطع جریان برق چه باید کرد؟

باید قبض آن را پرداخت نکرد



آخرین دندانی که در دهان دیده می‌شود چه نام دارد؟

دندان مصنوعی



چطور می‌شود چهارنفر زیر یک چتر به‌ایستند و خیس نشوند؟

وقتی هوا آفتابی باشد این کار را انجام دهند



چرا لک‌لک موقع خواب یک پایش را بالا می‌گیرد؟

چون اگر هر دو را بالا بگیرد، می‌افتد



چرا دو دوتا می‌شود پنج تا؟

چون علم پیشرفت کرده



اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟

طلاق



چه طوری زیر دریایی رو غرق می‌کنن؟

یه غواص میره در می‌زنه



خط وسط قرص برای چیه؟

برای اینکه اگه با آب نرفت پایین با پیچ‌گوشتی بره



اگه یه نقطه آبی روی دیوار دیدید که حرکت می‌کند چیست؟

مورچه‌ای است که شلوار لی پوشیده

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٦:٤۸ ‎ب.ظ

جالب !!

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳

چند روز پیش یه اس ام اس برام اومد با این مضمون :
ما امشب شام میایم خونه شما
( ستاد ایجاد رعب و وحشت در دوستان )

من هم این اس ام اس رو واسه یکی از همکارام فرستادم ...
شب با خانومم داشتیم بازی استقلال و سپاهان رو میدیدیم که از طرف یه اس ام اس اومد که : نکنه یادتون رفته که جایی شام دعوتین !!
خلاصه بنده خدا بخاطر این اس ام اس کلی تو خرج افتاده بود و ما هم مجبور شدیم غذای خودمون رو بذاریم تو یخچال و با خانومم شام رفتیم اونجا ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه گیری اخلاقی : سعی می کنم این اس ام اس رو هر روز واسه یکی از همکارا بفرستم. خدا رو چه دیدی 50 -50 هم بگیره حله !!

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٩:٢٧ ‎ب.ظ

مینی ون **طنز**

جمعه ۱۳٩۱/۳/۱٩

بدون شرح!!!

$$BiHamta$$

مرتبط با: عکس و طنز

۱:٢۸ ‎ب.ظ

سوالات کنکور ( طنز )

شنبه ۱۳٩۱/۳/۱۳

هنر

هنر پیشه معروف سینما ؟

الف) محمد رضا گلزار

ب) محمد رضا علفزار

ک) محمد رضا گندمزار

ش)محمد رضا دشت

 

هنر پیشه مرحوم سینما ؟

الف) رضا ژیان

ب) رضا ماکسیما

ک) رضا فلوکس

ش) رضا خاور

 

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٩:٠٠ ‎ق.ظ

حالم بد است..

جمعه ۱۳٩۱/۱/٢٥

  
حالم بد است..
از رفتارهایتان (رفتارهایمان) حالم بد است ،
از طرز رانندگیتان ، 
از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،
از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،
از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و
بیغیرتی محض راجع به عزیزان دیگران ،
از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان در تاکسی ،
از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ،

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱٠:۱٤ ‎ب.ظ

طنز اختراع بزرگ انسان

شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧

طنز

طنز یکی از گونه‌های ادبی و هنری تفکر انتقادی است. طنز سرشتی انتقادی دارد و به گفته‌ی چرنیشفسکی : طنز، آخرین مرحله‌ی تکامل نقد است. طنز، تصویر هنری ِ جمع تناقض‌ها و تضادهای درونی و بیرونی انسان و جامعه در لحظه و تاریخی واحد، با بیان و لحنی نیش‌خند آفرین است. طنز پرداز نیک می‌داند که جمع تناقض‌ها و تضادها درآن ِواحد در منطق صوری امری محال است، اما قلم‌رو طنز پرداز زنده‌گی اجتماعی است، قلم‌رویی که هر آن ِ واحد آن، جمع تناقض‌ها و تضادهای درونی و بیرونی است. به ویژه در دوره‌ی گذار از یک مرحله‌ی تاریخی به  مرحله‌ای دیگر، که تناقض‌ها و تضادها چشم‌گیر‌تر و بی تناسبی‌ها آشکارترمی‌شود؛ زمینه و زمانه برای خلق طنز، بیش از پیش فراهم می‌شود. زیرا هنگامی که زمانه دگرگون و نو می‌شود، هر چیز کهنه‌ی جامانده در گذشته، مصیبت آفرین و نیش‌خند آفرین می‌شود. برای مثال در این هنگامه است که می‌بینیم یک باره در گرما گرم پیکار برای رهایی زن، آش نذری می‌پزند؛ و یا کسی که روزها غوطه‌ور در دریای‌های نور( بحارالانوار) علامه مجلسی است، گیریم که به قول هدایت: آب این دریاها از آب یک آفتابه هم زیادتر نباشد، شب هنگام سنجش خرد ناب کانت را شخم می‌زند. در نتیجه، نیش‌خند واکنش انسان هوش‌یار در برخورد با جمع تناقض‌ها و تضادهای مصیبت آفرین است. به قول سنایی: جمع کرده است از پی خنده/ چرخ مشتی از این پراکنده

 

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٩:٥٦ ‎ق.ظ

کاسبی رو ببین...؟!$طنز$

شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

٩:٤٠ ‎ق.ظ

یک سوال فنی

شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧

یک سوال فنی
اگر فقر میخواستید!
اگر درد میخواستید!
اگر نکبت میخواستید!
اگر اعدام میخواستید!
اگر تجاوز میخواستید!
اگر کوفت میخواستید!
اگر تحریم میخواستید!
اگر توهین میخواستید!
اگر بیکاری میخواستید!
اگر گرانی میخواستید!
اگر بدبختی میخواستید!
اگر شکنجه میخواستید!
اگر بدهی جهانی میخواستید!
اگر کشتار عزیزان تان را میخواستید!
اگر وا گزاری دریای خزر را میخواستید!
اگر بی اعتباری و خفت جهانی میخواستید!
اگر زیر سلطه چین و شوروی را میخواستید!
اگر واگذاری سرمایه ملی به عربها را میخواستید!
اگر حجاب و تو سری خوری برای زنان میخواستید!
اگر دزدی اموال ملی و خروج ثروت های نفتی
میخواستید!
چرا به خودم نگفتید؟

محمد رضاشاه پهلوی

$$BiHamta$$

مرتبط با: سوال و طنز

۱٠:٥۸ ‎ب.ظ

گرانی !!طنز!!

جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٢٦

عابری زمزمه می کرد چنان خواهد شد

بعد از این جنس دگر باره گران خواهد شد

 

قیمت نان لواشی که شده چون کاغذ

بعد از این گرانتر زگران خواهد شد

$$BiHamta$$

مرتبط با: شعر و طنز

٥:٢۸ ‎ب.ظ

هزل تعلیم است *طنز*

پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

پژوهشی در طنز آمیخته به هزل (رساله صد پند، مذهب مختار، رساله دلگشا و دیوان ایرج میرزا)

حجم فایل:1.5 MB

لینک دانلود:    http://www.4shared.com/office/_z6RNnFh/_online.html

دوستان گرامی لطفا نظرات خود را برای من ارسال کنید

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱:٥٥ ‎ب.ظ

طنز

پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

این فایل را دانلود کنید.....خیلی جالبه

نظرتون رو دربارش برام بنویسید

حجم فایل: 3.4 MB

لینک دانلود: http://www.4shared.com/rar/ZTdq914m/tanz.html

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

۱٠:٢٢ ‎ب.ظ

توصیه های ایمنی را جدی بگیرید «حتی شما دوست عزیز»×طنز×

شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٦

توصیه های ایمنی را جدی بگیرید 

هم‌کلاسی گرامی:

این‌که با وجود این لب‌های شتری و چشمای وق‌زده و پوست مثل ته‌دیگ عدس‌پلو، زحمت زدن یه رژ لب هم به خودت نمی‌دی، بخاطر زیبایی سادگی شما نیست، اعتماد به نفس کاذب متاسفانه معضل بزرگی‌ست!

 

$$BiHamta$$

مرتبط با: طنز

موضوعات
لينک دوستان
نويسندگان
ديگر صفحات
آمار سايت